شيخ محمد بن طاهر السماوي ( مترجم : عباس جلالي )

77

ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي )

خداوند چنين كارى هرگز « 1 » بر ما روا ندارد و آن‌گاه اهل بيت حسين عليه السّلام و ياران حضرت نظير اين سخنان را بر زبان آوردند كه به بيان آن‌ها خواهيم پرداخت . سيره‌نويسان آوردهاند : بامداد روز بعد ، ابن سعد ، عبد اللّه « 2 » بن زهير بن سليم ازدى را بر تيرهء مدينه و عبد الرحمن « 3 » بن أبى سبرهء جعفى را بر تيره‌هاى مذحج و اسد ، قيس بن اشعث بن قيس را بر تيره‌هاى ربيعه و كنده و حرّ بن يزيد رياحى را بر تيره‌هاى تميم و همدان گمارد . جناح راست سپاه را به عمرو بن حجّاج زبيدى و جناح چپ آن را به شمر بن ذى الجوشن ضبابى سپرد و عزرة بن قيس احمسى را به فرماندهى سواره نظام و شبث بن ربعى را بر پيادگان ، امير قرار داد و پرچم را به غلامش « دريد » سپرد « 4 » . امام حسين عليه السّلام نيز جناح راست سپاه خويش را به زهير ، جناح چپ را به حبيب و پرچم را به دست برادرش عباس سپرد « 5 » . ابو مخنف از ضحّاك بن قيس روايت كرده : وقتى حسين عليه السّلام خطابهاش را سوار بر مركب خويش ايراد كرد و در آغاز آن با صداى بلند فرمود : « أيّها الناس اسمعوا قولى و لا تعجلونى ؛ مردم ! به سخنم گوش فرا دهيد و در نبرد با من شتاب نكنيد » ، زنان با شنيدن صداى حضرت ، ناله و فرياد برآوردند و صدايشان به گريه بلند شد . حسين عليه السّلام برادرش عباس و فرزندش على اكبر را به سوى آن‌ها فرستاد و بدانان

--> ( 1 ) . ر . ك : ارشاد : 2 / 91 . ( 2 ) . او از ياران امير المؤمنين عليه السّلام بوده و در تاريخ جنگ و نبردها از او ياد شده كه وى به فرمانروايى برخى نواحى متعلق به حكومت بنى اميّه در آمد . ( 3 ) . وى يزيد بن مالك بن عبد اللّه بن ذويب بن سلمة بن عمرو بن ذهل بن مران بن جعفى است كه به اتفاق پدر و برادرش سبره خدمت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم رسيدند . نام وى « عزيز » بود . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم وى را « عبد الرحمن » ناميد ولى با وجود همنشينى با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كارهاى ناپسندى از او نقل شده است كه به شرح حال او در أسد الغابه : 5 / 206 و جمهرة انساب العرب اندلسى : 409 مراجعه شود . ( 4 ) . اخبار الطوال : 256 ؛ ارشاد : 2 / 96 ؛ كامل : 4 / 60 . ( 5 ) . همان ؛ و ارشاد : 2 / 95 مراجعه شود .